تبليغاتX
خصوصی
خصوصی

روزهای پوچ هم ارزش ثبت داره


امروز چه روزی بود

                                                        For You سلامFor You

swoon2.gifامروز چه روزی بودswoon2.gif

SHABLON_padonak_04.gifاز شب قبلش شروع می کنم که درکم کنید SHABLON_padonak_04.gif

ساعت حدود 5 بعد از ظهر بود که از خستگی نشسته داشتم چرت می زدم

 خلاصه از 5 بعد از ظهر تا 7 صبح خوابیدم

فک کنم تا اخر ترم همین مشکلو دارم آخه واحدامو فشرده گرفتم (از شنبه تا پایان 3شنبه از 8 صبح تا 6 بعداز ظهر کلاس دارم ووووووووووووووووووووووووووووووووووووو 3 روز تعطیلم  نیشخند )(Beggingالبته درخواست همنیازی دادم که اگه موافقت بشه توی این 4 روز له می شمBegging)

دعا کنید با درخواستم موافقت کنن

7 پا شدم صبحونه خوردم     36_1_51.gifبه یکی از دوستام زنگیدم بیدارش کردم (هر روز این کارا می کنم ولی هنوزم حاضر نیست قبل از خواب گوشیشو سایل کنه بعد بخوابه)

از اونجایی که روز قبل توی کلاس زبان فارسی حرف از کامروایی بودو نمیدونم چی,,,,,,,,, پا شو تا کامروا شوی دوباره 7:30 خوابیدم  Reading a Book نیشخند(توی دلم گفتم گور بابای این استاده ...............حوالش)

هنوز 8 نشده بود که بابایی زنگید بیدارم کرد(حالا باید به این نکته اشاره کرد که از هر دستی دادی از همون دست می گیری ) که پا شو ماشین منو ببر بده درست کنن

به زور پا شدم ،حاضر شدم  خودمو،از کوچه پس کوچه به سرعت رسوندم تعمیر گاه ( آخه حوصله آروم رفتن ندارم با وضع این  خیابون آ ...)

خدا را شکر آقای تعمیر کار قبلا با تیلیف بابا توجیه شده بود

زود کار تعمیر کار تموم شد منم بدو برگشتم خونه (با ماشین بدو برگشتم )(خب سخته)
تا رسیدم خونه ساعت حدود 2ونیم بود (
 از تمیر گاه تا خونه سانسور شد آخه بد آموزی داره )

از اونجایی که عادت دارم دنده عقب برم توی خونه (واسه بیرون رفتن راحته) داشتم می رفتم توی خونه که یه صدای تق اومد

.  

. 

. 

. 

. 

. 

. 

. 

. 

. 

. 

. 

آینه طرف راننده خورد شد

یه آه کشیدم

ماشینو گذاشتم بیرون

از اونجایی که ماشین تازه سرویس شده بود وبرای حفظ آبرو بدو رفتم با اون یکی ماشین سراغ همون آغا که تا حالا nدفعه رفتم پیشش سریع یه آیینه گرفتم برگشتم خونه واسه تعویض

حالا این سوال پیش می یاد که چرا من با همون ماشین نرفتم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.ها

به خاطر اینکه من توی رانندگی خیلی لاین عوض می کنم پس آیینه همانند چشم منه  (آدم کور نمی تونه رانندگی کنه)

تا ساعت 3 با همین کارا گذشت

از اونجایی که شورا واسه بررسی درخواست همنیاز کردن دروس بعد ظهر برگزار شده بود یه سره داشتم به دوستام sms میزدم تا یکی بهم بگه چی شد آخرش قبول کردن یا نه

آخرم هیش کی راحتم نکرد

ب ن1 : یه سره کلاس ندارم بینش بیکار می شم ولی نمی شه استراحت کرد

ب ع 2 : متسفانه بر خلاف تمام تلاشایی که انجام شد مدیر گروه قبول نکرد آخ( مشاورا راضی کردم  + 4 تا از اعضای شورا را راضی کردم ولی ...(خدا لعنت بر تو نازل کند مدیر گروهCapricorn))

 خب دیگه اینم یه روز بود که گذشت

ب ع ۳ : راستی ۱۹ ام تفلدم بودBirthday Party

توی پست قبل از همه تشکر کردم ولی بازم از

 یاسمن خانم

سونیا خانم

 بهار خانم

ندا خانم

lost destiny 

ومروارید خانم

تشکر می کنم

بازم از همه ممنونمFor You

ب ن : اگه کسی نویسنده ای به نام لیلی می شناسه خبرم کنه

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 |

 


یه پسر ...

khial_khial@yahoo.com

 

 

 

 

شرمنده
تفلد آبجی کوچولو
وای پلیس
عنوان نداره
تق
سلام
کوئیز بارون
امروز چه روزی بود
تفلدم مبارک

 

 

RSS 2.0


کد آهنگ